پربازدیدترین
کد خبر : ۷۰۲۸۵
تاریخ انتشار: ۱۶:۰۴ - ۱۲ آبان ۱۳۹۷ - 03 November 2018
جعفر محمدی - ایران و عربستان، شاید هیچگاه به اندازه امروز رقیب یکدیگر نبوده اند؛ این رقابت چند بعدی است.
-دو کشور می کوشند حوزه منافع استراتژیک خود در خاورمیانه را گسترش دهند و دیگری را محدود سازند. تقابلات دو کشور در عراق، سوریه، یمن و لبنان نمونه آشکاری از این رقابت تمام عیار است که گاه در قالب جنگ نیابتی رخ می نماید.

-دو کشور از مهم ترین اعضای اوپک هستند و هر کدام می کوشند سهم بازار بیشتری برای نفت خود داشته باشند. در عین حال هر دو دغدغه دوران پسانفت را دارند.
- دو کشور در عرصه جهان اسلام، مدعی الگو بودن و رهبری اند.
- دو کشور در صدد توسعه نگرش مذهبی خود در جهان اند و به ویژه در کشورهایی مانند آفریقا می کوشند بر تعداد شیعیان یا وهابیون بیفزایند.
- دو کشور می کوشند منطقه زیست خود در دو سوی خلیج فارس را تحت سیطره نظامی خود دربیاورند و وزنه ثبات منطقه باشند.
- و ... .
تقریباً می شود گفت که هیچ کشوری با ایران چنین رقابت سنگینی ندارد، حتی ترکیه که اقتصادی رو به رشد دارد، در رقابت با ایران، از سر تقابل و نزاع وارد نمی شود ولی سعودی ها حتی از اقدامات تروریستی در خاک ایران نیز ابایی ندارند.

سؤال اینجاست که در نهایت کدام یک برنده این رقابت یا حتی تقابل تاریخی می شوند؟

قطعاً دو رویکرد «شعارهای حماسی» و «تحقیر اعراب» نمی تواند ما را به پیروزی نهایی برساند. هر رقابتی، چه فوتبال باشد و چه مسابقه دو کشور در توسعه، نیازمند دو چیز است: «داشتن برنامه مدون و عملیاتی» و «رصد و آنالیز رقیب».
 
حال با این دو مولفه، آینده این رقابت را می کاویم:
آنچه تا این لحظه در ایران شاهدش هستیم، فقدان یک برنامه مدون و عملیاتی است. وقتی می گوییم برنامه مدون و عملیاتی، منظورمان این است که یک سری اهداف مبتنی بر واقعیت ها و توانمندی ها تعریف و راه های عملیاتی رسیدن به آن هدف ها در زمان معین مشخص شود.

حال ببینیم ایران برنامه ای مدون برای توسعه بلند مدت دارد؟ تا کنون دو سند توسعه برای ایران تدوین شده است: یکی "سند چشم انداز ایران در سال 1404" و دیگری "سند الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت".

هیچ کدام از این دو سند که برای توسعه ارائه شده اند، دارای برنامه نیستند. در سند اول آمده است که ایران باید در سال 1404 برترین کشور منطقه غرب آسیا باشد. در سند دوم نیز آمده است که ایران باید در سال 1444 خورشیدی، سومین کشور برتر آسیا و هفتمین کشور برتر جهان باشد.

در هیچ کدام از این دو سند اما برای بخش های مختلف کشور (کشاورزی،صنعتی،گردشگری،بهداشتی، علمی،سیاسی،اجتماعی و ...) هدفگذاری نشده است و به تبع آن، هیچ راهکار عملیاتی و زمان بندی شده ای نیز وجود ندارد.

ایران نه تنها برنامه ای برای توسعه بلند مدت ندارد، بلکه در حال حاضر نیز از فقدان "ادبیات توسعه" رنج می برد. به بیان دیگر، توسعه در ایران به دغدغه سیاستگذاران و تصمیم سازان کشور تبدیل نشده است که اگر این گونه بود باید همه تصمیمات و اقدامات حول محور توسعه شکل می گرفت و هر گونه رویکرد خلاف توسعه چه در سیاست داخلی و چه سیاست خارجی متوقف و اصلاح می شد.
فقط کافی است به سخنان مسؤولان کشور گوش کنید تا ببینید که آنچه اساساً برایشان مطرح نیست، توسعه بلندمدت کشور است؛ در بهترین شرایط، مسؤولان در حال تدبیر امور جاری اند که مثلاً با افزایش قیمت فلان کالا چه کنیم و چگونه سبد کالای حمایتی توزیع کنیم و ...؟

اما عربستان چه؟
سیاستگذاران عربستانی از مدت ها پیش با علم به این که در دهه های آتی، برگ برنده ای به نام "نفت" را در اختیار نخواهند داشت، "گفتمان توسعه بدون نفت" را ترویج و بر اساس آن، برنامه توسعه عربستان در سال 2030 میلادی را تدوین کرده اند.  محمدبن سلمان - ولیعهد عربستان و حاکم واقعی این کشور - شخصاً هدایت برنامه را بر عهده دارد.

این برنامه پر از هدف های عددی و راهکارهای رسیدن به آنهاست. مثلاً برنامه ریزی شده است که تعداد حجاج از 8 میلیون نفر کنونی به 30 میلیون نفر برسد. برای رسیدن به این منظور نیز توسعه زیرساخت هایی مانند جاده ها، راه آهن، تاسیسات فرودگاهی، هتل ها و ... در دستور کار قرار گرفته است.
برای توسعه گردشگری عمومی نیز پروژه دریای سرخ در سواحل جنوب غربی عربستان سعودی (دریای سرخ) اجرا می شود و طی آن 50 جزیره موجود در این منطقه با مدرن ترین امکانات، به مقاصد جدید گردشگری جهان تبدیل می شوند.  شهر "نیوم" نیز در شمال غربی عربستان سعودی ساخته می شود تا به عنوان یک شهر کاملاً هوشمند و مبتنی بر انرژی تجدید پذیر پذیرای گردشگران شود. همچنین برنامه "گرین کارت" عربستانی هم اجرا خواهد شد.

یا در خصوص اقتصاد نفتی برنامه ریزی کرده اند که با اصلاحات اقتصادی (مانند افزایش سهم مشارکت بخش خصوصی در تولید داخلی از 3.8 درصد کنونی به 5.7 درصد) میزان صادرات غیرنفتی را از 16 درصد کنونی به 50 درصد برسانند. بخشی از سهام شرکت نفتی آرامکو را در قالب یکی از بزرگ ترین پذیره نویسی های تاریخ در بورس عرضه کنند و 2 تریلیون دلار از این بابت به دست آورند و به صندوق سرمایه گذاری عمومی واریز کنند. این صندوق بزرگ ترین صندوق پولی جهان خواهد بود که توسعه اقتصادی عربستان را پشتیبانی مالی می کند.

همچنین برای کاهش اتکا به انرژی های فسیلی، نیروگاه بزرگ خورشیدی در شمال این کشور برای تولید 200 گیگاوات برق تاسیس می شود و شرکت ژاپنی سافت بانک آن را با 200 میلیارد دلار اجرا خواهد کرد. قرار است این پروژه 100 هزار شغل جدید در عربستان ایجاد کند.
از انژری خورشیدی تولید شده برای شیرین سازی آب نیز استفاده خواهد شد؛ در این راستا با قراردادی به ارزش 7.2 میلیارد دلار 9 مرکز آب شیرین کنی در سواحل غربی این کشور راه اندازی می شود.

در عرصه نظامی نیز هلدینگ بزرگ تسلیحاتی تاسیس می شود. عربستان یکی از بزرگ ترین خریداران سلاح در دنیاست و از این پس شرط سعودی ها برای خریدهای کلان تسلیحاتی این است که بخشی از تولیدات فروشندگان به این هلدینگ منتقل شود و بدین ترتیب، عربستان صاحب تکنولوژی تولید تسلیحات مدرن نظامی خواهد بود.
بر این اساس، تا سال 2030 میلادی، 50 درصد از هزینه های نظامی عربستان داخلی خواهد شد که این تحول، باعث ایجاد 80 هزار فرصت شغلی برای بخش خصوصی می شود.
طبق قرارداد عربستان با کمپانی بوئینگ، قرار است تا سال 2030، بیش از 55 درصد نگهداری و تعمیرات جنگنده ها و هلی کوپترها، در داخل عربستان انجام شود.

افزایش سهم زنان در بازار کار از 22 به 30 درصد، کاهش  فساد اداری بر اساس 551 شاخص در 17 حوزه اساسی، کاهش نرخ بیکاری از 11.6 به 7 درصد و ... از دیگر برنامه های عربستان برای سال 2030 است.

قطعاً توسعه بدون نیروی انسانی متخصص و کارآمد میسر نیست و عربستان برای تربیت نیروی دانش بنیان، 114 هزار دانشجوی سعودی را بورسیه کرده و به 22 کشور فرستاده است تا در دهها رشته تخصصی تحصیل کنند و بتوانند بر اساس آخرین دستاوردهای علمی جهان کشورشان را اداره کنند.
بیش از نیمی از این افراد (67 هزار نفر) در برترین دانشگاه های آمریکا درس می خوانند و برخلاف ایران که بسیاری از فارغ التحصیلان خارج کشور برنمی گردند، تقریباً همه فارغ التحصیلان عربستانی به کشورشان باز می گردند.

نگاه کنید! عربستان نه تنها هدفگذاری و برنامه ریزی کرده، بلکه اجرای عملی آن را نیز آغاز کرده و تا کنون نیز موفق بوده است. در همین اجلاس اخیر ریاض که به داووس صحرا موسوم است، عربستان برای اجرای برنامه هایش بیش از 50 میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب کرد و این، درست در زمانی بود که شرکت های خارجی ایران را ترک می کردند و اندک سرمایه هایشان را نیز با خود می بردند.

ایران و عربستان، مانند شرکت کنندگان در مسابقه دو و میدانی هستند که یکی هنوز درگیر رختکن و کمدها و رنگ لباس و این که مربی بدنسازی که باشد و چه کند و ... است و دیگری، از مدت ها قبل دویدن را آغاز کرده است. معلوم است که اگر از لاک توهمات خود بیرون نیاییم و در مسیر مسابقه قرار نگیریم، حتماً خواهیم باخت.
چنان باختی، از هر زاویه بدان نگریسته شود غم انگیز خواهد بود: از نظر ملی، شکست ایران خواهد بود در برابر عربستان و از منظر مذهبی هم پیشی گرفتن وهابیون از تنها حکومت شیعی جهان.

بنابراین، چه نگاه ملی داشته باشیم و چه مذهبی و چه هر دو، "باید" همین امروز حواشی را کنار گذاشت، در اسرع وقت روابط با دنیا را بهبود بخشید، توانمندی های داخلی را فعال و برنامه توسعه ایران را تدوین و اجرایش را آغاز کرد. ایران ظرفیت هایی دارد که سعودی ها ندارند و اگر "هر چه زودتر" برنامه توسعه غیرشعاری ایران آغاز شود، هنوز می توانیم برسیم و سبقت بگیریم و برنده شویم ولی اگر به خواب و خیال مان ادامه دهیم، آنگاه زمانی به خود خواهیم آمد که در خاورمیانه تحت سیطره عربستان زندگی می کنیم و سعودی ها بر آن سروری می کنند.
به نقل از عصر ایران
عضویت در خبرنامه
نام:
ایمیل:
* نظر: